سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
127
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
نظامى بعدى را براى فارس تقبّل كنند . بلاذرى ، تعبيرى با اندك تفاوت از دستور عمر ارائه مىدهد كه در آن علاوه بر « محلى كه مسلمانان از آن محل بتوانند مهاجرت كنند » ذكر مىكند و بعد عبارت « و در آن مسلمين بتوانند به عنوان محل ملاقات از آن استفاده كنند ( قيروان ) » را مىافزايد . ( 5 ) اين نيز معنى مىدهد كه در انديشهء عمر ، كوفه معنى يك پادگان شهرى را مىداد كه گروههاى مختلف مىتوانستند در آن اقامت كرده و مىبايد در كمال آمادگى وقتى كه لازم باشد در دسترس باشند . از اينرو ، اولين مهاجران تازه در اين پادگان ، كسانى بودند كه در جنگ قادسيّه شركت جسته بودند و به عنوان اهل الايام و القادسيه ، شناخته مىشدند . برنامهريزى شهر جديد و سازمان ستادها براى ساكنين نخستين ، بخصوص وقتى كه از چنين قبائل بسيار مختلفى بيرون آمده باشند ، آنچنان كه خواهيم ديد بايد وظيفهء بزرگى براى سعد بن ابى وقاص بوده باشد . بجز بصره ، كه فقط يك سال زودتر تأسيس شده بود كوفه هنوز در مرحله شكلگيرى قرار داشت . اعراب شمال و مركز عربستان ، تجربه اندكى در شهرسازى داشتند . مفهوم شهر به صورت واحد سياسى و يا اجتماعى براى اعراب ، هنوز مفهومى بيگانه بود . حتى در شهرهاى قديمى شمالى و مركزى عربستان مانند طائف ، مكّه و مدينه ، قبائل ، واحدهاى سياسى - اجتماعى بودند نه شهرها . با شروع خلافت عمر و فشار خارجى توسعهطلبى ، اعرابى كه براى جنگ فرصتى به چنگ آورده بودند به شام مهاجرت كردند و چون متعلق به قبائل بزرگ و متجانس بودند در گروههاى نسبتا منسجم سازمان يافتند به همين نحو ، در قلمروهاى بصره ، اصولا دو قبيله مهم بنامهاى تميم و بكر و حدود سيصد نفر از مردم ديگر كه از نواحى دوردست آمده بودند ، وجود داشتند . ( 6 ) از طرف ديگر ، در كوفه ، تعداد افرادى كه از نواحى دوردست آمده بودند در حدود پانزده هزار تا بيست هزار نفر بودند كه ساخت و تركيب قبيلهاى فوق العاده ناهمگونى داشتند . طوائف بزرگ حاكم در اينجا نيز به طور مشخصى وجود نداشتند . در ابتدا ، سعد راه حلّى براى تقسيم آنها به طوائف و يا قبائل فردى ، طبقهبنديهاى وسيعتر نزارى ( اعراب شمالى ) و يمنى ( اعراب جنوبى )